گرگه میره دم خونه شنگول منگول در میزنه
یه دفعه خرسه گریه کنون میاد بیرون میگه:
بابا تو که مارو کشتی ، الان اینا بیست ساله
از اینجا رفتن ، ولمون کن دیگه.
گرگه میگه:خیلی بیشعوری برات نذری آوردم.

تاريخ : یکشنبه 01 آذر 1394 | 17:32 | نویسنده : only-smile |
ارسال نظر(3)
.: Weblog Themes By Pichak :.