برای تو می نویسم

بهترین دوستم

نسیم قشنگم

میدونم این روزاتو

خودت بهم گفتی

ولی من

هیچوقت جرئت نکردم که بهت بگم

جرئت نکردم چون میخواستم که راحت تر

همو فراموش کنیم

تقصیر من نیست

اجباره

چه بخوای چه نخوای دوری آدما رو واست کمرنگ میکنه

کم کم

ولی دیگه نمی تونم

میخوام بهت بگم

بگم که چقد دوری ازت سخته

بگم که چه حسی داره بفهمی دوست الانت

کسیه که ازش بدت میومده و هنوز هم میاد

و بقیه را خودت تصور کن

میخوام بهت بگم که چقدر احساس دلتنگی و ضعف میکنم

وقتی او مرا

نازنینم

صدا می کند

و من با هر بار

یاد تو می افتم و اشک هایم را کنترل می کنم

نه

دیگر اجازه نخواهم داد که مرا اینگونه صدا کند

دیگر اجازه نخواهم داد

کسی جایت را در قلبم بگیرد

یادت است؟

وقتی زنگ زدی

و پرسیدی چرا صدات نمیاد؟

چرا صدات اینجوریه؟

توقع داری چی بگم؟

وقتی هجوم اشک امانم نمی دهد

هق هق بی صدا

خفه ام می کند

و می گریم

ساعتها می گریم

پس از هر تماس تو

اشک می ریزم برای تمام خاطراتی که با هم داشته ایم

چون میدانم دیگر تکرار نخواهند شد

و ما دیگر آن آدمهای قبل نخواهیم بود

دیر یا زود میفهمی که چه دغدغه مسخره ای داشتی

پس چه بهتر که از الان تمرین کنی

وقتت را برای من هدر نده

من سنگدل نیستم

واقع بینم

تو هم تلاش کن

برای فراموش کردن

امیدوارم منو برای زدن این حرفا ببخشی

دوستت دارم

نتیجه تصویری برای عکس دو دختر

 

 




تاريخ : سه‌شنبه 13 مهر 1395 | 17:09 | نویسنده : only-smile | ارسال نظر(1)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران